کدهاي جاوا اسکريپت
دانلود كتاب
دانلود موزيك
دانلود کارتون
گوناگون
تجارت الكترونيك
 
 
تبليغات تصويري
مبل هاي عجيب و زيبا را به نرخ توليدي تهيه کنيد
بازي آنلاين و فکري لرد ها
 

 
 
 
 
 

 

بخشش و بهداشت رواني
يک حقيقت آشکار است که ما در دنيايي از تخطي، تنفر و دشمني که ما را از هر طرف احاطه کرده است زندگي مي کنيم. ملتي که در جنگ با ملت ديگر است، جنايتي که در خيابان ها اتفاق مي افتد، تخطي و ستمکاري در خانواده ها. هيچکس نيست که از اين فضاي ترس و اضطراب بوجود آمده با اين شرايط به دور باشد. بخشش ممکن است براي آنهايي که مورد ستمکاري و جنايت و تخطي قرار گرفته اند مفيد باشد و نقشي با ارزش در صلح و آشتي و هماهنگي بين مردم داشته باشد. (ان رايت ونورث 1998) در نتيجه بخشش، دردها، آزار و ظلم کاهش مي يابد و به اين دردها اجازه داده نمي شود که به طور مداوم به شخص آسيب برساند. بخشش، قصد از تغيير قلبي است که آثار موفقيت آن، تلاش فعالي است براي جايگزيني تفکرات بد با خوب، تلخي و عصبانيت با مهرباني، بخشش چيرگي بر احساسات منفي مانند عصبانيت، تنفر و ميل تلافي مي باشد و جايگزين کردن آنها با احساسات مثبت مانند دلسوزي، خيرخواهي و حتي عشق است. «ان رايت» و همکارانش معتقدند که قرباني ها براي بخشيدن شخص آزاردهنده چهار مرحله را طي مي کنند تا آنها را ببخشند.

مرحله اول «مرحله کشف»
قرباني از درد عاطفي که در نتيجه رنجش ايجاد مي شود آگاه شده و در خود نياز به تلافي و غيرعادلانه بودن رنجش را احساس مي کند.
1 ) آزمايش دفاع هاي رواني: اين مرحله در ارتباط با انکار مي باشد. يعني بيشتر مردم نمي توانند بپذيرند که عميقا مورد تجاورز قرار گرفته اند.
2 ) مواجه شدن با عصبانيت: در اين مرحله عصبانيت ايجاد نمي شود بلکه آزاد مي شود و موقع مقابله يک مقدار کمي کاهش مي يابد. شخص بي عدالتي نسبت به خود را مي پذيرد و واکنش احساس منفي به مانند عصانيت، حتي تنفر نسبت به خيانتکار متجاوز و... را نمايان مي سازد.
3 ) قبول شرمندگي در زمان مناسب آن: اين مرحله وقتي است که بخشنده دقيقا بي عدالتي را مي بيند و مي پذيرد. اين يک علامتي از عزت نفس است. گاهي احساس شرمندگي، گناه يا تحقير عمومي مي کند.
4 ) آگاهي از سرمايه گذاري رواني: اين مرحله وقتي است که شخص مورد ظلم قرار گرفته و سعي مي کند راه حلي براي درد خود پيدا کند. او هيجانات زيادي را به شرايط اضافه مي کند که مي تواند تخليه منفي انرژي باشد.
5 ) آگاهي از مرور ذهني در مورد ظلمي که به او شده است: شخص از اينکه آن واقعه را به طور متداول مرور مي کند، آگاه است.
6 ) مقايسه با متخلف براي کسب بينش و آگاهي: وقتي فرد خودش را با متخلف مقايسه مي کند بينش و آگاهي براي او ايجاد مي شود. شخص ممکن است حالت تاسف را با شرايط راحتي متجاوز مقايسه کند.
7 ) آگاهي از ايجاد تغييرات برخلاف ميل: فرد از اين آگاه مي شود که ممکن است برخلاف خواست خودش به طور دائم تغييراتي در او پيدا شود. يعني ظلم ممکن است تغييرات منفي و دائمي در شخص ايجاد کند.
8 ) بينشي که احتمال مي دهد ديدگاه «عادلانه بودن دنيا را» تغيير بدهد: اين درک ممکن است شخص را به نتيجه اي برساند که زندگي بيش از اندازه غيرمنصفانه است.

مرحله دوم «مرحله تصميم گيري»
قرباني به منظور ترک تفکر تلافي جويانه تصميم به بخشش متخلف مي گيرد.
9 ) تغيير عقيده: تغيير در عقيده و تبديل به بينش جديد; زيرا راهبردهاي قديمي ديگر در حل مسائل موثر نيستند. درک اينکه اشتغال هاي قبلي، تجاوز و متجاوز يا ظالم و مظلوم داشته برخلاف سلامتي است.
10 ) ميل به انتخاب بخشش: شخص ايده بخشش را قبول مي کند.
11 ) تعهد به بخشش فرد آسيب رساننده: نهايتا متعهد به بخشش شخصي مي شود که باعث چنين دردي شده است.

مرحله سوم «مرحله عملي»
قرباني درگير مراحل بخشش ظالم، جنايتکار و متجاوز مي شود. اين مرحله نياز دارد که قرباني داستان خيانتکار را به طور شناختي طرح کند. به منظور اينکه به طور احساسي متجاوز را شناسايي کند و به طور اخلاقي متعهد شود که درد خود را از آزاري که در نتيجه رنجش متخلف احساس کرده به او بازگرداند.
12 ) چارچوب بندي مجدد: در تصميم به بخشش، شخص آسيب ديده، ايده تلافي جويانه را کنار مي گذارد. اگر چه هنوز کاملا تصميم به بخشش نگرفته است. شخص درگير رفرمينک Reframing است. يعني سعي در فهم داستان شخص متخلف را دارد.
13 ) همدلي نسبت به ظالم يا متخلف: اغلب اين بينش بالا با مشخصه هاي عاطفي ظالم همراه مي شود.
14 ) آگاهي از مهرباني که همراه با ظلم مي باشد: ميل به شريک شدن در رنجي که آزارگر يا ظالم مي کشد. همدلي و مهرباني ممکن است به عنوان هديه براي متخلف يا ظالم به نظر بيايد.
15 ) قبول و تحمل درد: عامل اصلي در بخشش، قبول و تحمل درد است و مربوط به اين مي شود که شخص نمي خواهد درد از آسيب را به آزار دهنده و ديگران منتقل کند. در اين مرحله مانند واحد قبل شکل کيفيت هديه مانند بخشش نمايان مي شود که بفهمد يک عمل اخلاقي را انجام مي دهد.

مرحله چهارم «مرحله نتيجه»
16 ) يافتن معني براي خود و ديگران در رنج و مراحل بخشش: فردبه منافع شخصي خود متوجه مي شود. يعني شخص آسيب ديده معني عميقي از ظلم و مراحل بخشش را در مي يابد.
17 ) درک اينکه نياز به ديگران دارد (بخشش در گذشته از طرف ديگران براي خودش): شخص درک مي کند که خودش کامل نيست. خودش را به ياد مي آورد که لازم بوده از طرف ديگران مورد بخشش قرار بگيرد. شايد بخشنده از مهرباني فردي که قبلا او را بخشيده قدرداني کند که حالا مي تواند به راحتي براي ديگران نيز تعميم داده شود.
18 ) درک اينکه شخص تنها نيست: شخص به اين آگاهي مي رسد هر چند که خودش آزار ديده و اذيت مي کشد ولي فرد آزار رساننده نيز بخاطر رفتاري که انجام داده ناراحت است.
19 ) درک اينکه شخص هدف جديدي در زندگي در نتيجه اين ظلم داشته باشد: يک احساس جديد از هدف يا جهت گيري در زندگي ايجاد بشود.
20 ) آگاهي از عواطف منفي و شايد افزايش عواطف مثبت: اگر آگاهي از درون و رهايي از اين عواطف نسبت به متخلف آشکار شود سرانجام اين فرايندها او را به بهبود سلامتي رواني هدايت مي کند و اينجاست که معماي بخشش آشکار مي شود. وقتي ما هديه مهرباني و دلسوزي را به ديگران مي دهيم خودمان التيام پيدا مي کنيم.
«فريد من» در تز دکتراي خود نوشته است: «بيشتر مردم نياز دارند درباره بخشش آموزش و يادگيري داشته باشند تا بتوانند همديگر را ببخشند.» «دسموند» عقيده دارد: «بدون بخشش در ما تنفر ايجاد مي شود. تنفري که تبديل به خصومت و عصبانيت مي شود و تنفر سلامتي را بتدريج از بين مي برد. بخشش يک نياز حياتي و مطلق براي ادامه حيات بشريت است.» بسياري از تحقيقات نشان مي دهد که بخشش به طور مستقيم بر هيجان عصبانيت بوسيله کاهش شدت آن در قلب و فکر اثر مي گذارد و همچنين هر وقت بخشش نسبت به يک نارضايتي يا تجربه آسيب زاي زندگي کسي به طور موفقيت آميز بکار برده شود، مقداري از عصبانيت آن رنجش را از بين مي برد. هر چه شدت رنجش هيجاني بيشتر باشد وقت بيشتري نياز دارد تا عصبانيت موجب شده را حل يا کنترل کند. همچنين «ان رايت» معتقد است: «مهمترين فوايد رواني حاصل از نتيجه بخشش، کاهش عصبانيت و تنفر، افزايش احساس عشق و پيشرفت در کنترل عصبانيت و ظرفيت پذيري براي اعتماد، آزاد شدن از کنترل افراد و حوادث گذشته، بهبود الگوي خواب، اعتماد به نفس زياد در روابط، پيشرفت در کارايي و حل پيامدهاي جسماني و بيماريهايي که بوسيله تنفر بوجود مي آيد، است.»

محدوديت بخشش
«فيتزگيبانز» معتقد است: با توجه به تجربه کلينيکي من، بخشش نمي تواند يک راه حل واحد براي همه دردهاي احساسي که از وقايع آسيب زاي زندگي منتج شده باشد. بلکه مي تواند کمک کند تا مقداري از درجه غم حاصل از آسيب هاي احساس را کاهش بدهد ولي بنظر نمي آيد که نااميدي و ياس و درد عميقي که از خيانت بوسيله تعدادي از مردم تجربه شده را التيام ببخشد. همچنين بخشش نمي تواند به طور مستقيم عصبانيت يک شخص را که حاصل از ضعف شخصيت او است مانند نادسيسم، بزرگ منشي، بي قراري و فقدان ارزش هاي اخلاقي، اداره کند. هر چند که آن يک وسيله درماني قدرتمند است ولي به تنهايي نمي تواند راه حل کاملي براي تنفر شديد، خصومت شديد و کينه شديد باشد. متاسفانه بخشش هميشه نمي تواند نتيجه اي حتي به شکل حالت خنثي نسبت به متجاوز را ايجاد کند، مخصوصا وقتي که متجاوز ميل به تغيير رفتار خودش را نشان نمي دهد. مثل اين که در روابط زناشويي وقتي که يک کسي عصبانيت هاي حل نشده با والدين خود را متوجه همسر خود مي کند و يا اشتياقي براي تغيير رفتار خودشيفتگي خود ندارد، همين کافي است که قرباني، ديگر تحمل رنجش را نمي کند و ديگر نمي تواند پذيراي آسيب باشد.

بخشش (عفو) از نظر اسلام
شيريني که در عفو وجود دارد در انتقام وجود ندارد. خداوند در سوره شوري آيه 40 مي فرمايند: «کيفر بدي، مجازاتي همانند آن است و هر کس عفو و اصلاح کند اجر و پاداش او با خداست، که خداوند ظالمان را دوست نمي دارد.» رسول اکرم (ص) مي فرمايند: بر شما باد گذشت، زيرا گذشت نيفزايد براي بنده جز عزت. از هم بگذريد، تا خدا به شما عزت دهد. اميرالمومنين مي فرمايد: «گذشت و عفو تاج کارهاي نيک و جوانمردانه است.» و در جاي ديگر مي فرمايند: «بهترين عفو آن است که در حال توانايي باشد.» امام صادق (ع) مي فرمايند: «سه مکارم از دنيا و آخرتند. در گذري از کسي که به تو ستم کرده و پيوند کني با کسي که از تو بريده و بردباري کني هنگامي که با تو ناداني کنند.» امام باقر (ع) مي فرمايند: «پشيماني برگذشت بهتر و آسان تر است از پشيماني بر کيفر.» افراد با ايمان و پرهيزکار در برابر انواع آزارها و تجاوزها تحت تاثير قرار نمي گيرند و خويشتن را نمي بازند، بلکه آنها را با عفو و احسان مبادله مي نمايند واز مرحله انتقام جويي به پايگاه رفيع فرو نشاندن خشم و صبر و خويشتن داري در برابر تجاوز تعالي يافته و سپس به مقام عفو در مقابل بدي ديگران نائل مي شوند. سرانجام قلبشان به صورت چراغي تابان و نوري عاري از ظلمت و تاريکي و آرامشي رهيده از اضطراب و پريشاني در مي آيد.

عفو بجا و عفو نابجا
اگر کسي به فردي بد کند آن فرد طبق دستور اولياي اسلام، او را مي بخشد ولي اين دستور درجايي قابل اجراست که بد کننده لايق عفو و اغماض باشد. اما اگر چشم پوشي از بدي او موجب گستاخي و تجريش مي شود و زيان هاي تازه اي به بار مي آورد. بايد مورد تعقيبش قرار داد و اين مطلب در رساله حقوق امام سجاد ( ع) تصريح شده است. حق کسي که به شما بد کرده اين است که او را ببخشي و عفو نمايي. اما اگر دانستي که عفو او زيانبار است با استنصار از قانون و قاضي و مردم، مجازاتش مي نمايي. عفو در مواردي که موجب تشويق و جري شدن ستمگر و نابخرد است پسنديده نيست.
 
 
منبع : پارس نايس
www.parsnice26.com
 

 

 

 

 

 

     
Copyright (C) 2007-2017 parsnice25.com All rights reserved
کليه حقوق سايت پارس نايس متعلق به شرکت { پارس نايس انيميشن } مي باشد . طبق قوانين کپي رايت هرگونه نسخه برداري و کپي از مطالب و مقالات سايت ممنوع مي باشد
دانلودفار  | عکس و تصاوير | بازي آنلاين فضايي | خريد مبلمان منزل  | پارس نايس | کالا - شاپ