کدهاي جاوا اسکريپت
دانلود كتاب
دانلود موزيك
دانلود کارتون
گوناگون
تجارت الكترونيك
 
 
تبليغات تصويري
مبل هاي عجيب و زيبا را به نرخ توليدي تهيه کنيد
بازي آنلاين و فکري لرد ها
 

 
 
 
 
 

گامي در جهت سلامت روان
همه ما گاهي اوقات به فكر فرو مي رويم و با خودمان مي گوييم من در زندگي چه كار كرده ام ؟ حالا كجاي اين زندگي هستم و در چه جايگاهي ايستاده ام ؟ مي خواهم در آينده چه كار كنم و بايد براي محقق كردن اهدافم چطور كار كنم ؟
من هم مثل شما هستم ! و معمولاً دوست دارم اول صبح و هنگام نوشيدن يك فنجان بزرگ قهوه داغ ، فكر كنم . در يكي از همين صبح ها ، ناگهان فكري از خاطرم گذشت : «چرا من بايد اينقدر در گذشته كند و كاو كنم و به آينده بپردازم ؟ » كمي فكر كردم و به اين نتيجه رسيدم كه سالهاست دارم خودم را زير ذره بين قرار مي دهم و براي آينده برنامه‌ريزي مي‌كنم اما بالاخره فهميدم كه اصلاً ممكن نيست كه بتوانم كاملاً و هر روز وضعم را بهتر كنم و هميشه در راه تكامل گام بردارم . دانسته ها و اطلاعاتي كه وارد مغزمان مي شوند ، به تمامي ثبت نمي شوند چرا كه فيلترهايي كه ساخته دست ماست آنها را تغيير داده يا به كلي پاك مي كنند . سپس فكري به خاطرم رسيد ، روشي كه با آن مي توانستم مسير صحيح زندگي ام را پيدا كنم و براي راحتي و آرامش خودم راهي مناسب پيدا كنم . اين روش پاسخ اين پرسش است : « چه چيزهايي شما را عصباني مي كنند ؟ » يا « مردم چه كارهايي مي كنند كه با ديدن آنها ناراحت مي شويد؟» و « چه چيزهايي اعصابتان را خورد مي كنند ؟»
در عرض كمتر از سه ثانيه پاسخ اين سوال را يافتم . وقتي مردم درباره يك موقعيت ، حادثه يا موضوع ، با قاطعيت اظهار نظر مي كنند و همه مي دانند كه آنها اصلاً نمي دانند موضوع چيست ، اين حرف‌ها و موقعيت ها مرا مي آزارند و ناراحت مي شوم و به نظرم مي رسد كه با انبوهي از اطلاعاتي مواجهم كه بيشتر آنها بيهوده و به درد نخور هستند . حالا مي خواهم ماجرايي برايتان تعريف كنم :
چند وقت قبل ، يكي از دوستان بسيار خوبم كه در ضمن رئيس من هم بود گفت : «وقتي كسي دارد از چيزي صحبت مي كند كه درباره آن اطلاعات كافي ندارد ، كاملاً مشخص است و احتياجي به گفتن ندارد !» او داشت به كار يكي از همكاران ما اشاره مي كرد اما من دريافتم كه با اين روش دارد نكته ظريفي را گوشزد مي كند . اين حرف كاملاً درست است . وقتي كسي با فرد يا گروهي صحبت مي كند و اطلاعاتي نادرست و ناقص به آنها مي دهد ، مرتكب خطاي بزرگي شده است و چه بسا كه مخاطبان او از اين گوينده بيشتر بدانند . بسياري اوقات هنگامي كه اين اظهار نظرهاي ناآگاهانه را مي شنويم در دل او را مسخره مي كنيم و نادان مي خوانيم چرا كه حس كرده ايم او هيچ اطلاعي از اين مفاهيم ندارد و به گفته دوست من « آن را كه اعيان است چه حاجت به بيان است ! » و حتي گاهي كار به جايي مي رسد كه ما آنقدر درباره درستي عقايد خود مطمئن هستيم كه نظر و اظهار فضل‌هاي هيچ كس نمي تواند فكرمان را عوض كند ! زمان هايي هم پيش مي آيد كه ما در جايگاه چنين سخنرانان ناآگاهي قرار مي گيريم و تنها هنرمان اينست كه با كلمات بازي كنيم و با هنر سخنوري اين طور وانمود كنيم كه بسيار مي دانيم . ما از اين ترفند استفاده كرده حرف خود را به كرسي مي نشانيم . يا به قول معروف «اگر نمي تواني با تيزهوشي و دانش مخاطب را جذب كني ، آنها را با مغلطه و حرف هاي بي سر و ته ، فريب بده !»
البته بايد گفت كه گاهي موفق مي شويم و گاهي هم نه . يكي از مهمترين عوامل تعيين كننده موفقيت يا شكست اينست كه هرگز نمي دانيم آيا كسي هست كه از ما بيشتر بداند يا خير .
حالا به روي ديگر سكه توجه كنيد : اين حالت دوم كاملاً شخصي و مربوط به خود من است . چند وقت پيش فهميدم هر چه كه بيشتر ياد مي گيرم ، مطالعه مي كنم و اطلاعات گوناگوني كسب مي كنم مي فهمم كه اصلاً چيزي نمي دانم و راه را به كلي اشتباه رفته ام . همان گفته معروف كه « تا بدان جا رسيد دانش من كه بفهمم همي كه نادانم» فهميدم كه هنوز بايد خيلي بخوانم ، خيلي ياد بگيريم و بسيار فكر كنم . از نكات ظريف فراواني بي خبرم . آنچه كه مثلاً در وبلاگم نوشته ام يا به چاپ رسانده‌ام، فقط چيزي بوده‌اند كه فكر مي‌كرده‌ام هميشه درست هستند اما حالا مي فهمم كه معلوم نيست در آينده چطور باشند .
اين جور به نظر مي رسد كه آگاهي از اين نكته خوبست . پس اگر خوب است ، چرا وقتي دارم با افراد خانواده ام حرف مي زنم ، جوري اظهار نظر مي كنم كه انگار عقل كل هستم ؟ چرا فكر مي كنم كه حرف هايم منطقي و درست هستند اما حتي نمي توانم اين را ثابت كنم ؟ نه حقيقت اينست كه من هميشه اين واقعيت را مد نظر قرار نمي دهم چون نمي خواهم كه خودم و مخاطب من بيش از اندازه آزار ببيند. شايد هم من بيش از حد طالب قدرتم و فكر مي كنم من كه اگر قدرتمند باشم ، همه به من احترام مي گذارند و از من حساب مي برند . شايد هم من زيادي بلندپروازم يا خيالباف و ابله ! اما به هر حال سعي مي كنم به اين تبصره كوچك توجه كنم . مثلاً وقتي دارم صحبت مي كنم ، بگويم : « اين فقط نظر من است ...» يا « صد در صد مطمئن نيستم اما اين طور به نظر مي آيد كه .... » . من تصورم اينست كه اين كار زندگي را براي همه ما آسانتر مي كند . خُب به نظر مي رسد كه با كشف اين راه حل گامي ديگر در جهت ارتقاي روحي و رواني ام برداشتم . شما مي خواهيد چه كار كنيد ؟ فكر كنيد و ببينيد كه چه چيزهايي بشكه باروت درونتان را شعله ور مي كند .

 
منبع : پارس نايس
www.parsnice26.com
 

 

 

 

 

 

     
Copyright (C) 2007-2017 parsnice25.com All rights reserved
کليه حقوق سايت پارس نايس متعلق به شرکت { پارس نايس انيميشن } مي باشد . طبق قوانين کپي رايت هرگونه نسخه برداري و کپي از مطالب و مقالات سايت ممنوع مي باشد
دانلودفار  | عکس و تصاوير | بازي آنلاين فضايي | خريد مبلمان منزل  | پارس نايس | کالا - شاپ