کدهاي جاوا اسکريپت
دانلود كتاب
دانلود موزيك
دانلود کارتون
گوناگون
تجارت الكترونيك
 
 
تبليغات تصويري
مبل هاي عجيب و زيبا را به نرخ توليدي تهيه کنيد
بازي آنلاين و فکري لرد ها
 

 
 
 
 
  تاريخچه حفر كانال سوئز

سيروس غفاريان

ماه نوامبر در قرن نوزدهم براى كانال سوئز يادآور رويدادهاى بزرگى است كه به وقوع پيوستن آنها، مستقيماً در حوادث و بحران هاى قرن بيستم، بسيار موثر بوده است. زيرا مهندسى كه اين كانال را ايجاد كرد (فرديناند دولسپس) (Ferdinand de Lesseps) در ۹ نوامبر ۱۸۰۵ در پاريس به دنيا آمد. در ۷ نوامبر ۱۸۵۴ فرديناند دولسپس وارد مصر شد تا قرارداد حفر اين كانال را با محمد سعيد پاشا امضا كند. در ۳۰ نوامبر ۱۸۶۹ قرارداد احداث آن را با دولت محمد سعيد پاشا به امضا رسانيد. در ۱۷ نوامبر ۱۸۶۹ اين كانال افتتاح گرديد. بعد از آن كه در ۲۶ ژوئيه ۱۹۵۶ كانال به فرمان جمال عبدالناصر ملى گرديد و كشورهاى فرانسه، انگليس و اسرائيل به مصر تجاوز كردند، مجمع عمومى سازمان ملل متحد در اجلاسيه ۲۴ نوامبر ۱۹۵۶ به متجاوزين تاكيد كرد كه خاك مصر را تخليه نمايند. به انگيزه رخدادهاى فوق ابتدا، مختصرى از زندگينامه فرديناند دولسپس را مرور مى كنيم و سپس به تاريخچه حفر كانال سوئز و بحران هاى پديد آمده از ابتدا تا جنگ رمضان مى پردازيم.

• بيوگرافى فرديناند دولسپس
فرديناند دولسپس در ۹ نوامبر ۱۸۰۵ در يك خانواده اشرافى وابسته به دربار فرانسه در پاريس به دنيا آمد. عمويش به سبب آن كه خدماتى به لويى شانزدهم كرده بود، لقب كنت گرفت در زمره اشراف زاده ها درآمد. فرديناند نيز مانند پدر و عمويش به دربار فرانسه بعد از انقلاب ۱۷۸۹ راه يافت و سپس وارد وزارت خارجه فرانسه شد و به عنوان سركنسول عازم كشورهاى شمال آفريقا كه مستعمره فرانسه بودند، گرديد. طى سفرهاى مكرر به الجزاير، تونس و سپس مصر با سعيد پاشا خديو آن كشور آشنا شد و چون به تاريخ مصر آگاهى كامل داشت و مى دانست كه در روزگاران باستان از زمان فراعنه به بعد، بارها از طريق شمال شرق خليج سوئز با حفر كانال به داخل خاك مصر و اتصال درياى سرخ به يكى از شعبات رود نيل، باعث مى شدند به نحوى درياى سرخ را به درياى مديترانه متصل كنند. فرديناند دولسپس وقتى كه وارد مصر شد در سى نوامبر ۱۸۵۴ قرارداد حفركانال را با خديو مصر امضا كرد و اين كانال بعد از گرفتن بيگارى از كارگران مصرى به مدت شانزده سال در ۱۷ نوامبر ۱۸۶۹ با حضور رهبران اروپايى و مصرى افتتاح شد. اين بار كانالى از بندر پورت سعيد تا بندر سوئز در مدخل خليج سوئز كشيده شد و بدين وسيله درياى سرخ و مديترانه به يكديگر متصل شدند. در خلال كار حفر كانال و بعد از افتتاح آن انگلستان سهمى از اين آبراه را مى خواست كه بالاخره به اين كار موفق شد. فرديناند دولسپس بعد از اين كار با افتخارات زيادى به فرانسه مراجعت كرد. در ۱۸۷۹ ضمن تجليل از فرديناند دولسپس، مجمع جغرافيايى پاريس مصمم به حفر كانال پاناما شد كه اقيانوس اطلس و درياى كارائيب را به اقيانوس آرام متصل نمايند و لذا فرديناند دولسپس مامور اين كار شد. در ۱۸۸۱ كار شروع شد و هشت سال ادامه داشت. در خلال اين كار بر اثر ولخرجى زيردستان فرديناند دولسپس، شركت مربوطه به ورشكستگى كشيده شد و علاوه بر آن بر اثر شيوع بيمارى، عده زيادى از كارگران كه در حفر كانال شركت داشتند، مردند. دولت فرانسه در ،۱۸۸۸ فرديناند دولسپس و همكارانش را محاكمه كرد و كسى كه پيش از اين تاريخ محبوب ترين مهندس فرانسه بود، به پنج سال زندان محكوم شد. دولت فرانسه اين حكم را اجرا نكرد اما صدور آن روح فرديناند دولسپس را آزرده كرد و در ۷ دسامبر ۱۸۹۴ در نهايت احساس بدبختى درگذشت.

• حفر ترعه نيل از دورترين زمان تا حكومت عمرو عاص
فكر متصل كردن بحر احمر به درياى مديترانه از طريق حفر كانال (ترعه)، بسيار قديمى است. مصريان باستان در بيست قرن قبل از ميلاد تصميم گرفتند كه به اين فكر جامه عمل بپوشانند. آنان با حفر ترعه اى از شمال غربى بالاترين نقطه درياى سرخ، از طريق درياچه تمساح يك آبراهه (كانال آبى) ايجاد كردند كه به وسيله آن درياى سرخ را به رود نيل اتصال دهند. اما اين كانال بر اثر طغيان نيل، قابل استفاده در همه فصول سال نبود. بعداً «نكوس» (Necos) فرزند «پسامتيك» (Psammetique) فرعون مصر در قرن ششم ق .م. دنباله برنامه هاى گذشته را گرفت ولى با دادن يكصد و بيست هزار نفر تلفات انسانى موفقيتى حاصل نكرد. وقتى كه داريوش هخامنشى مصر را در قرن پنجم ق.م. تصرف كرد، از نزديك بندر كنونى اسماعيليه كانالى حفر كرد كه به شهر «بوباستى» (Baubastie) مى رسيد و از آنجا به يكى از شعبات نيل متصل مى شد. اين ترعه (كانال) را بعداً هرودوت طى سفر به مصر از آن ديدن كرد. داريوش پنج كتيبه (سنگ نوشته) در اطراف خليج سوئز در محل فعلى شهر سوئز، شالوف، سراپه اوم، تل المسخوته در ۱۷ كيلومترى اسماعيليه به خط هيروگليف و ميخى از خود به يادگار گذاشت. اين سنگ نوشته ها در فاصله ۱۸۶۴ تا ۱۹۱۳ توسط مصرشناسان كشف و مورد مطالعه قرار گرفت. در سنگ نوشته كنار شهر سوئز داريوش دستور داد تا ضمن معرفى خودش، اين جمله را بنويسند كه: «من پارسى هستم، از پارس مصر را گرفتم و فرمان كندن اين ترعه را دادم.» به اين ترتيب رود نيل به درياى سرخ متصل شد. اين ترعه از ۵۱۴ تا ۴۱۴ ق.م. مورد استفاده قرار گرفت و كشتى هاى ملل گوناگون از آن رفت و آمد مى كردند. بعد از آن كه اسكندر مقدونى، مصر را تسخير كرد، فرصتى نداشت تا در اين باره اقدام كند تا آن كه يكى از جانشينان او به نام «بطلميوس دوم» اقدامات ايرانى ها را در حفارى كانال تكميل كرد. در زمان حكومت «تراژان» امپراتور روم، اين مسير لايروبى شد. هنگامى كه مسلمانان مصر را گشودند، كانال از گل ولاى پر شده بود. عمرو بن عاص حاكم مصر به حفر مجدد آن فرمان داد و از آن زمان به بعد اين ترعه به خليج اميرالمومنين معروف شد. اين آبراهه در سال ۷۰۰ ميلادى به امر منصور عباسى ويران و پر گرديد.

• اهميت كانال سوئز و تاريخچه حفر آن
به علت طغيان هاى فصلى رود نيل استفاده از ترعه نيل براى مردم مصر خطرساز بود و مردم مصر آرزو مى كردند كه بتوانند بندر سعيد در كنار مديترانه را به بندر سوئز در آخرين محدوده شمالى درياى سرخ متصل نمايند. اين آرزو در ۱۸۶۹ به وسيله فرديناند دولسپس به تحقق پيوست و عوض استفاده از ترعه نيل، از كانالى به نام سوئز (ترعه سوئز) استفاده شد. كانال (ترعه سوئز) كه مصرى ها به زبان عربى به آن «قناه السويز» مى گويند، يكى از راه هاى آبى است كه در ۱۷ نوامبر ۱۸۶۹ افتتاح گرديد. اين آبراهه كه درياى مديترانه (بحرالابيض المتوسط) را به درياى احمر (سرخ) متصل مى سازد، اهميت استراتژيك و اقتصادى بسيارى دارد. پيش از حفر و افتتاح اين راه آبى، كشتى هايى كه مى خواستند از شمال اروپا يا ايالات متحده آمريكا به مقصد خليج فارس و اقيانوس هند حركت كنند، پس از طى سواحل آفريقا و عبور از دماغه «اميدنيك» يك مسير هجده هزار كيلومترى را مى پيمودند. اما پس از افتتاح اين ترعه، حد فاصل شمال اروپا تا خليج فارس به ۹ هزار و سيصد كيلومتر كاهش يافت. طول كانال سوئز از پرت سعيد تا بندر سوئز يكصد و هفتاد كيلومتر و عرض آن بين ۷۰ تا ۱۰۰ متر و عمق آن به اندازه اى است كه كشتى هاى نفت كش اقيانوس پيما مى توانند پس از بارگيرى از آن عبور كنند. مسير آن به طرف جنوب از پهنه باتلاقى درياچه «منزله» (manzala) عبور مى كند و در نيمه راه به درياچه تمساح مى رسد كه شهر اسماعيليه در ساحل آن قرار دارد. اين كانال بعد از شهر اسماعيليه در مسير خود به طرف جنوب به «بحيره المره» (درياچه تلخ) و بندر توفيق مى رسد. وجود كانال سوئز باعث شده است كه موقعيت ژئوپولتيك مصر آنچنان با اهميت شود كه از ۱۸۶۹ به بعد همه قدرت هاى بزرگ جهانى متوجه مصر و منطقه كانال سوئز شوند. از زمان حكومت ناپلئون بناپارت، توجه دولت فرانسه به مصر به اين جهت افزايش يافت كه زمامداران فرانسه در رقابت استعمارى با انگلستان و روسيه مى خواستند كه از طريق مصر و منطقه خاورميانه خود را به هندوستان برسانند. ناپلئون قصد داشت كه كانالى در مسيرى كه در حال حاضر وجود دارد، احداث نمايد ولى كوتاهى عمر حكومتش به او مجال اجراى چنين طرحى را نداد. تا آن كه در زمان حكومت محمدعلى پاشا در مصر، فرديناند دولسپس، حفر چنين كانالى را به محمدعلى پاشا، پيشنهاد كرد. اما حاكم مصر به خاطر ترس از دولت بريتانيا به اين كار راضى نشد، زيرا از يك طرف دربار عثمانى نمى خواست داردانل و بسفور ديگرى در مصر ايجاد شود و از جانب ديگر، «لرد پالمرستون» (Lord Palmereston) نخست وزير انگلستان به اين دليل مخالف حفر كانال بود كه دست اندازى قدرت هاى اروپايى به هندوستان كه بزرگترين مستعمره آن دولت بود، آسان مى شد، با مرگ محمدعلى پاشا و حكومت سعيد پاشا در ۴ ژوئيه ،۱۸۵۴ فرديناند دولسپس به اجراى نيت خود اميدوار شد، زيرا او با سعيد پاشا دوست بسيار صميمى بود. اين مهندس فرانسوى به رغم كارشكنى هاى دولت عثمانى و پالمرستون، در سى ام نوامبر ،۱۸۵۴ امتياز حفر كانال و استفاده فرانسه از آن را به مدت ۹۹ سال از سعيد پاشا اخذ كرد. سعيد پاشا براى حفر اين كانال مبلغ شصت ميليون فرانك از فرانسه وام دريافت كرد و چون در آن زمان وسايل مكانيكى مدرن وجود نداشت، به كارگران بسيارى نياز داشت. فرديناند دولسپس نخستين ضربه كلنگ را در پنجم آوريل ۱۸۵۹ بر خاك پرت سعيد فرود آورد. بلافاصله بيست و پنج هزار كارگر شروع به حفارى كردند.براى سرعت در كار تعداد كارگران به روزى چهل هزار نفر رسيد. اكثر آنها دهقانان پنبه كار مصرى بودند. در جريان حفارى بر اثر كار طاقت فرسا طى ۱۰ سال، حدود يكصد و بيست هزار كارگر قربانى شدند. بر اثر جذب همه فلاحين (كشاورزان) مصرى براى كار در كانال، توليد پنبه كاهش يافت و دولت مصر به سمت ورشكستگى مى رفت. از جانب ديگر چون منافع دولت انگلستان به خطر افتاده بود، بريتانيا به دولت مصر فشار مى آورد كه اين امتياز را لغو نمايد. اما فرديناند دولسپس با پشتگرمى ناپلئون سوم و ملكه اوژنى با به كارگيرى وسايل مكانيكى به كار خود ادامه داد. اين مهندس توانست با تاسيس شركت «اونيورسال كانال سوئز» و گرفتن اعتباراتى به كار خود سرعت بخشد. سعيد پاشا خديو مصر زنده نماند تا محصول امتيازى كه به فرانسوى ها داده بود ببيند و در ۱۸ ژانويه ۱۸۶۳ درگذشت. جانشين او اسماعيل پاشا (۱۸۷۹-۱۸۶۳) كه تحصيلكرده فرانسه بود به سياست سلف خويش ادامه داد و با شركت «اونيورسال كانال سوئز» همكارى كرد. سرانجام ساختمان كانال سوئز در ۱۷ نوامبر ۱۸۶۹ به پايان رسيد و در حضور امپراتور اتريش، وليعهد پروس و ملكه اوژنى از فرانسه افتتاح گرديد. يك ساعت تمام شليك توپ در گوش فرديناند دولسپس و حضار صدا مى كرد و پيروزى يكى از بزرگترين مهندسان فرانسوى بر طبيعت و مشكلات سياست را اعلام مى داشت. روز بعد كشتى زيبايى كه ملكه فرانسه در آن جاى داشت، در پيشاپيش كشتى هاى ملل ديگر در كانال به راه افتاد. اين راه دريايى تازه كه به تدريج يكى از خطوط بازرگانى جهان شد، مسافت ميان لندن و بمبئى را پنج هزار مايل كمتر كرد و به همين دليل انگلستان را بر آن داشت كه به هر صورت به كانال سوئز و مصر دست اندازى كند.

• زمينه هاى دست اندازى انگلستان بر كانال سوئز
در ۱۸۷۵ بر اثر ايجاد بحران اقتصادى مصر متوسل به قروض خارجى شد و يكصد و هفتاد و شش هزار سهم كانال سوئز را در معرض فروش قرار داد. در اين موقع ديزرائيلى (Disraeli) نخست وزير انگلستان بخش اعظم اين سهام را خريد و به اين وسيله انگلستان سهامدار عمده كانال شد. اسماعيل پاشا در برابر مشكلات خارجى و فشارهاى دولت هاى انگلستان، عثمانى، فرانسه و همچنين مقروض شدن مصر، قادر به ادامه حكومت نشد و در ۲۶ ژانويه ۱۸۷۹ استعفا كرد و پس از او فرزندش توفيق پاشا به حكومت رسيد. در آن زمان دستگاه ديپلماسى بريتانيا در پى فرصتى بود كه در امور مصر به صورت مستقيم دخالت كند. در اين موقع يك افسر مصرى به نام اعرابى پاشا يك قيام ضدانگليسى را در قاهره به راه انداخت. شورش ضد انگليسى اين افسر ناسيوناليست بهانه را به دست انگلستان داد و در ۱۵ سپتامبر ۱۸۸۲ قاهره را اشغال نمود و از آن زمان به بعد دولت مصر، قيمومت بريتانيا را پذيرفت و قبول كرد تا زمانى كه دولت مصر قادر به استقرار آرامش در منطقه كانال سوئز نباشد، حفظ آرامش در اطراف كانال برعهده نيروهاى انگلستان باشد. در زمان سلطنت ملك فاروق، نخست وزير كشور مصر يعنى نحاس پاشا قبول كرد كه انگلستان مى تواند ده هزار سرباز و چهارصد هواپيما را در منطقه كانال سوئز جهت نظارت بر نظم عبور كشتى ها در مسير كانال سوئز در پايگاه هاى اطراف كانال نگهدارى نمايد. اين موافقتنامه زمانى به امضا رسيد كه چهارده سال از استقلال ظاهرى مصر مى گذشت ولى عملاً نيروهاى انگليسى در مصر صاحب پايگاه هاى مختلفى بودند. در اين مرحله دولت فرانسه كه در ايجاد كانال سوئز سهم عمده اى داشت، از نظر نفوذ در مصر در درجه دوم بود و سلطه انگلستان بر كانال سوئز چشمگير بود.

• وضعيت كانال سوئز از ۱۹۴۸ تا انقلاب ۱۹۵۲
پس از تشكيل دولت اسرائيل، دولت مصر در زمان سلطنت ملك فاروق و نخست وزيرى محمود فهمى نقراشى پاشا، تظاهرات ضد انگليسى در قاهره شدت گرفت و مردم از دولت درخواست نمودند كه كانال سوئز را روى كشتى هايى كه براى اسرائيل كالا حمل مى كردند، ببندند. ولى چون به خواست مردم توجهى نگرديد، محمود نقراشى ترور شد. زمانى كه نحاس پاشا در ۱۲ ژانويه ۱۹۵۰ به نخست وزيرى رسيد، آن دولت به موجب تصويبنامه اى در ۶ فوريه ۱۹۵۰ حمل چند قلم اجناس را به مقصد اسرائيل ممنوع كرد و از اين رو دولت اسرائيل در ۱۰ ژوئيه ۱۹۵۱ عليه مصر به سازمان ملل شكايت كرد و شوراى امنيت تحت تاثير دولت هاى بزرگ به ويژه انگلستان و ايالات متحده اين عمل مصر را محكوم كرده و به دولت مصر اخطار نمود كه اقدامات لازم براى امنيت عبور كالا به اسرائيل به عمل آورد. نتيجه اين تصميم سازمان ملل، تظاهرات ضد انگليسى بود كه در قاهره و اسكندريه به وقوع پيوست زيرا مردم احساس كردند كه ملك فاروق با سكوت خود در برابر محكوميت مصر توسط شوراى امنيت نوعى هم سويى با انگلستان دارد. از اين جهت مردم ضمن تظاهرات وسيع در اطراف قصر عابدين (مقر ملك فاروق) انزجار خود را نسبت به ملك فاروق نشان دادند.

• از انقلاب ۱۹۵۲ تا بحران در منطقه كانال سوئز
شوراى افسران جوان به رهبرى سرهنگ جمال عبدالناصر بعد از انقلاب ۲۳ ژوئيه ۱۹۵۲ با هدف ريشه كن نمودن آثار نفوذ استعمار در مصر، اولاً رژيم سلطنتى را لغو و فاروق را از كشور اخراج كرد، ثانياً در جهت بهبود زندگى فلاحين (كشاورزان) مصرى تصميم گرفت كه سد بزرگ آسوان را ايجاد كند. در ۱۹۵۴ دولت مصر با بريتانيا و ايالات متحده آمريكا براى دريافت وام براى ساخت سد عالى آسوان (سد العالى) وارد مذاكره شد. انگلستان كه از منافع كانال سوئز سود مى برد و حق عبور كشتى ها را مى گرفت هيچ گونه كمكى به مصر نكرد و نماينده مصر در واشينگتن مجبور شد كه با نمايندگان بانك ترميم و توسعه جهت اخذ وام وارد مذاكره شود. «جان فاستر دالس» (John Faster Dales) وزير خارجه آمريكا پس از مشورت با مقامات انگليسى، اظهار داشت كه: «آمريكا با دادن وام از سوى بانك ترميم و توسعه به مصر مخالف است.» تحت تاثير فشارهاى دولت هاى غربى «يوژن بلاك» (Eugen Black) رئيس بانك بين المللى ترميم و توسعه اظهار داشت: در صورتى به دولت مصر وام پرداخت خواهد شد كه از جانب بانك بين المللى بودجه وام گيرنده (مصر) را تحت كنترل قرار دهد. از طرف ديگر بعضى از جرايد آمريكا نوشتند كه نبايد گذاشت كه دولت آمريكا و بانك بين المللى به فرعون سرخ (جمال عبدالناصر) كه دوست مارشال تيتو و چوئن لاى است وام داده شود. در ۴ ژوئيه ۱۹۵۶ جمال عبدالناصر ضمن نطق شديداللحن به دولت هاى غربى به شدت حمله كرد و در ۲۶ ژوئيه ۱۹۵۶ به مناسبت چهارمين سال خروج ملك فاروق از مصر و پيروزى انقلاب اين كشور در ميدان محمدعلى ضمن يك سخنرانى آمريكا و انگلستان را مورد خطاب قرار داد و گفت: «كانال سوئز به صورت دولتى در دولت درآمده است. اين شركت كه از انگلستان اكثر سهام آن را دارد، در سال ۱۹۵۵ صد ميليون دلار سود برده است و ما كه بيش از يكصد و بيست هزار نفر براى حفر آن قربانى داده ايم فقط سه ميليون دلار عايدمان شده است. ما درصدديم كه حقوق از دست رفته خود را از حلقوم دولت هاى بزرگ بيرون كشيم و با پولى كه از درآمد كانال به دست مى آوريم، سد عالى آسوان را بسازيم.» او سپس متن قانون ملى شدن كانال سوئز را در ميان جمعيت هيجان زده قرائت كرد.

• عمليات نظامى عليه مصر
بعد از ملى شدن كانال سوئز دولت هاى فرانسه و انگلستان موجودى هاى مصر را در كشورهايشان مسدود كردند. ديدن نخست وزير انگليس و گيموله نخست وزير فرانسه درصدد دخالت نظامى در مصر و منطقه كانال شدند. تدابير ديپلماتيك براى قانع كردن دولت مصر به جايى نرسيد. دولت هاى فرانسه و انگلستان در ۳۱ ژوئيه ۱۹۵۶ اتباع خود را از مصر خارج كردند. جلسات شوراى امنيت نيز براى حل قضيه كانال سوئز به جايى نرسيد و در اين مدت شوروى به رهبرى خروشچف در كليه جلسات شوراى امنيت قطعنامه هاى ضد مصر را وتو كرد. در ۲۹ اكتبر ۱۹۵۶ اسرائيل به اشاره دولت هاى غرب به صحراى سينا تجاوز كرد و تا ساحل شرقى كانال را اشغال كرد. در ۳۰ اكتبر دولت هاى فرانسه و انگلستان به بهانه حفظ امنيت در منطقه كانال اعلام كردند كه اجباراً مصر را مورد حمله نظامى قرار خواهند داد. در اول نوامبر ۱۹۵۶ حمله هوايى مصر توسط فرانسه و انگلستان انجام شد و نيروى دريايى در ساحل مصر نيرو پياده كرد. اين واقعه را در تاريخ معاصر مصر به عدوان الثلاثى (هجوم سه گانه اسرائيل انگلستان و فرانسه) معروف است. دفاع همه جانبه مردم مصر در برابر بيگانگان قهرمانانه بود. در ۴ نوامبر ۱۹۵۶ نيروهاى بريتانيايى دچار تلفات زيادى شدند. در اين ماه يك چرخش سياسى از جانب آمريكا و اولتيماتومى از جانب خروشچف به فرانسه و انگلستان مسير جنگ را به طور كلى تغيير داد. آمريكا اعلام كرد كه اگر فرانسه و انگليس عمليات جنگى را متوقف نكنند، دولت ايالات متحده در رابطه خود با آن دولت ها تجديدنظر خواهد كرد. خروشچف رهبر شوروى نيز دولت هاى فرانسه و انگليس را تهديد به حمله اتمى كرد. لذا قطعنامه آتش بس و خروج قواى اسرائيلى، فرانسوى و انگليسى كه از جانب شوراى امنيت با پشتيبانى دولت شوروى در ششم نوامبر صادر شده بود، متجاوزان را وادار كرد كه خاك مصر را به سرعت تخليه كنند. روز تخليه مصر توسط انگلستان و فرانسه را در همه ساله به عنوان «عيد النصر» (روز پيروزى) تا زمان مرگ عبدالناصر جشن مى گرفتند. بعد از بحران ۱۹۵۶ كه مدتى كانال به خاطر عمليات جنگى بسته شد، در جريان جنگ ژوئن ۱۹۶۷ نيز بر اثر غرق شدن ادوات جنگى در آب هاى كانال مدت زيادى اين كانال مسدود شد تا آن كه در زمان رياست جمهورى سادات، در جريان جنگ رمضان و احداث پل بر روى كانال سوئز و عبور نيروهاى مصرى از آن و نفوذ در صحراى سينا، چون مركز ثقل عمليات جنگى روى آب هاى كانال سوئز بود، كانال به مدت زيادى بسته شد تا آن كه با كمك كشورهاى بزرگ و اقدام دولت سادات براى عبور و مرور كشتى ها، پس از لايروبى و زحمات زياد براى خارج كردن كشتى هاى غرق شده، اين ترعه باز شد و تاكنون مفتوح است و تمام كشتى هاى جهان با دادن حق العبور به دولت مصر از اين آبراهه مهم جهانى، از آن عبور مى كنند. اگر بانك بين المللى ترميم و توسعه براى ساختن سد آسوان به مصر وام نداد، جمال عبدالناصر با اتخاذ سياست نزديكى به مسكو، از كمك هاى اتحاد شوروى در ساختن اين سد استفاده كرد. ناصر با فروش پنبه مصر به شوروى و دريافت ماشين آلات سدسازى و اخذ وام از اتحاد شوروى، توانست پروژه ساختمان سد عظيم آسوان را به پايان برساند. اين سد در شمار يكى از بزرگترين سدهاى جهان است كه در واقع از يادگارهاى بزرگ حكومت جمال عبدالناصر است.

منابع:
۱- تاريخ مختصر مصر و خانان محمدعلى پاشا، على جواهر كلام، شركت مطبوعات، تهران.
۲- مجله بررسى هاى تاريخى انتشارات ستاد ارتش، مقاله جهانگير قائم مقامى درباره سنگ نوشته هاى داريوش در ترعه نيل، تهران ۱۳۵۰.
۳- تاريخ عرب در قرون جديد، لوتسكى، ترجمه پرويز بابايى، انتشارات سپهر، تهران، ۱۳۴۹.
۴- كتاب سال كيهان سال ۱۳۵۰ شرح زندگى جمال عبدالناصر نوشته حسام الدين امامى.
۵- جنگ سرد، آندره فونتن ترجمه عبدالرضا هوشنگ مهدوى، نشر نو، تهران، ۱۳۶۶.

منبع : پارس نايس
www.parsnice26.com
 

 

 

 

 

 

     
Copyright (C) 2007-2017 parsnice25.com All rights reserved
کليه حقوق سايت پارس نايس متعلق به شرکت { پارس نايس انيميشن } مي باشد . طبق قوانين کپي رايت هرگونه نسخه برداري و کپي از مطالب و مقالات سايت ممنوع مي باشد
دانلودفار  | عکس و تصاوير | بازي آنلاين فضايي | خريد مبلمان منزل  | پارس نايس | کالا - شاپ