کدهاي جاوا اسکريپت
دانلود كتاب
دانلود موزيك
دانلود کارتون
گوناگون
تجارت الكترونيك
 
 
تبليغات تصويري
مبل هاي عجيب و زيبا را به نرخ توليدي تهيه کنيد
بازي آنلاين و فکري لرد ها
 

 
 
 
 
  سلجوقیان

يکي از طايفه هاي ترکمان که در زمان سامانيان از شمال شرقي بحرخزر کوچ کرده بود و در نزديکي شهر بخارا مسکن گزيده بودند اميري داشتند به نام سلجوق.

نخست اين طايفه بت پرست و غارتگر و خونريز بودند و در ماوراء النهر و خراسان مردم کشي و غارت مي کردند. اما سلطان محمود غزنوي ايشان را سرکوب کرد و قسمتي از اين طايفه را در شهرهاي ديگر ايران سکونت داد تا نتوانند شرارت کنند.

خاندان سلجوق کم کم از ايرانيان تمدن و فرهنگ آموختند و با آنکه اصل ترکمان داشتند ايراني شدند.

طغرل

در زمان سلطان محمود غزنوي دو برادر از نوادگان سلجوق که يکي طغرل و ديگري چغري نام داشت با طايفه خود از جيحون گذشتند و به خوارزم رسيدند. فرمانرواي آن شهر با ايشان به زد و خورد پرداخت. طغرل و چغري از سلطان مسعود پناه خواستند. اما او لشکري به جنگ ايشان فرستاد. اين لشکر شکست يافت، و ترکمانان به خراسان تاختند و سرانجام سلطان مسعود به هند گريخت و فرزندان سلجوق برخراسان دست يافتند. در سال 431 طغرل نيشابور را گرفت و خود را شاه خواند. سپس گرگان و طبرستان را زير فرمان خود درآورد و پس از آن کم کم طغرل و سردارانش سراسر ايران را مسخر کردند.

درسال 447 طغرل به بغداد رفت و آخرين شاه خاندان بويه را که در آنجا فرمانروا بود برانداخت. خليفه عباسي، که از زمان معزالدوله ديلمي تنها مقام ديني داشت و قدرت سياسي را از دست داده بود از اين پس تابع شاه سلجوقي شد و با دختر برادر طغرل ازدواج کرد و طغرل نيز از دختر خليفه خواستگاري کرد و به اين طريق با دستگاه خلافت خويشي يافت.

پيشرفت هاي طغرل بيشتر نتيجه تدبير و لياقت وزيرايراني او عميدالملک کندري بود که از اديبان و دانشمندان زمان شمرده مي شد.

طغرل شهر ري را پايتخت قرار داده بود و برادرش چغري بيک در خراسان سلطنت مي کرد. چغري پيش از طغرل درگذشت و طغرل نيز در سال 455 در تجريش وفات يافت.

الب ارسلان

پس از طغرل برادر زاده اش "الب ارسلان" جانشين او شد. اين پادشاه مردي لايق بود و سراسر ايران را زير فرمان درآورد و شورشيان را سرکوبي کرد و مرزهاي کشور خود را از مغرب تا شهر حلب (که اکنون جزء سوريه است) رسانيد. الب ارسلان وزيري داشت، از اهل طوس، که مردي دانشمند و کاردان بود و نظام الملک لقب داشت. نظام الملک با عقل و تدبير کشور را وسعت داد.، و همه جا را آباد کرد، و دانشمندان را در پناه خود گرفت، و مدرسه هاي بزرگ در شهرهاي مهم کشور بنياد کرد که به نام او "نظاميه" خوانده مي شد و از آن ميان نظاميه بغداد و نظاميه نيشابور معروف است.

واقعه مهم سلطنت الب ارسلان جنگ او با امپراطور روم است که "رومانوس" نام داشت و با دويست هزار سوار رومي و گرجي و روسي به مرزهاي ايران تاخت. الب ارسلان بيش از پانزده هزار سوار نداشت و مجال آن نبود که لشکر بيشتري فراهم کند. پس دليرانه پيش سپاهيان روم شتافت و جنگي سخت در گرفت که سرانجام شکست در روميان افتاد و رومانوس به دست يکي از سرداران ايراني گرفتار شد. چون رومانوس را نزد الب ارسان آوردند هيچ اميد رهايي نداشت و گمان مي برد که يا او را مي کشند يا به اسيري در شهرها مي گردانند. اما الب ارسلان او را بخشود و پادشاه روم به گردن گرفت که باج هنگفتي بپردازد و هرگاه لازم باشد با لشکر روم به ياري الب ارسلان بيايد.

درسال 465 پادشاه بزرگ سلجوقي با سپاهيان خود براي سرکوبي بعضي از شورشيان به ماوراءالنهر رفت و آنجا به دست قلعه باني يوسف نام کشته شد.

ملکشاه

الب ارسلان چند سال پيش از مرگ پسر خود ملکشاه را به جانشيني برگزيده بود. چون ملکشاه پس از کشته شدن پدر به تخت نشست مقام وزارت را همچنان به خواجه نظام الملک واگذاشت.

ملکشاه بيست سال سلطنت کرد و شورشيان داخلي را گوشمالي داد و کشور را امن و آسوده ساخت. درآبادي شهرها و آسايش مردم کوشش بسيار بکار رفت. وزير ملکشاه در همه دوران سلطنت همان خواجه نظام الملک بود که کشور را با خردمندي اداره مي کرد. در اين زمان مرزهاي کشور ايران از يک سو به کاشغر در سرحد چين و از سوي ديگر به انتاکيه در کناره درياي روم رسيد.

دانشمندان و شاعران و نويسندگان گرامي بودند و کار دانش و ادبيات رونق يافت. حکيم عمر خيام نيشابوري که از رياضي دانان بزرگ جهان شمرده مي شود در اين زمان مي زيست و به فرمان ملکشاه تقويم را اصلاح کرد و اين تقويم به نام ملکشاه که نخست جلال الدين بود به "تاريخ جلالي" معروف است. چنانکه مي دانيم عمرخيام شاعر نيز بوده و رباعيات دلکش و زيباي او که به همه زبان هاي جهان ترجمه شده است شهرت بسيار دارد.

ديگر از سخنوران نامي اين روزگار امير معزي نيشابوري است که ديوان بزرگي از او در دست است و دربار ملکشاه مقام "اميرالشعرايي" داشته است.درآخر کار چون نفوذ و قدرت خواجه نظام الملک در کشور به نهايت رسيده بود ملکشاه از او رنجيد و نظام الملک که از کار کناره گرفته بود، به دست فدائيان اسماعيلي و شايد باموافقت شاه، در راه بغداد نزديک کرمانشاهان کشته شد. با مرگ آن وزير سالخورده با تدبير که بيش از سي سال اداره کشور ايران را بدست گرفته و بزرگترين دولت ايراني بعد از اسلام را برپا کرده بود شيرازه کارها از هم گسيخت و ملکشاه نيز پس از چهل روز در بغداد، درگذشت. (سال 485). پايتخت ملکشاه شهر اصفهان بود.

جانشينان ملکشاه

پس از مرگ ملکشاه ميان پسران او و شاهزادگان ديگر سلجوقي اختلاف افتاد و هريک در قسمتي از ايران به دعوي سلطنت برخاستند و باهم به زد و خورد پرداختند. سرانجام در سال 511 سلطان سنجر پسر ملکشاه به شاهي رسيد و برادرانش، که در استان هاي ايران و عراق سلطنت مي کردند، همه فرمان او را پذيرفتند، و سنجر فرمانرواي بزرگ کشور سلجوقي شد.

سلطان سنجر

اين شاه مدت چهل سال (از 511 تا 552) سلطنت کرد. پادشاهي دلير و خردمند بود. مدتي از دوران شاهي او به زد و خورد با سرکشان داخلي گذشت و هميشه سنجر با دلاوري مي جنگيد و پيروز مي‌شد.

سنجر غزنين را که تا اين تاريخ پايتخت غزنويان بود فتح کرد و سلطان بهرام شاه غزنوي را دست نشانده خود ساخت و علاء الدين اتسز خوارزمشاه را که از جانب او در خوارزم فرمانروائي مي کرد و سرکشي کرده بود مغلوب و مطيع ساخت. اما در جنگ با ترکان قراختايي در نزديکي سمرقند شکست خورد و بسياري از سپاهيان او تلف شدند.

آخرين واقعه سلطنت سنجر جنگ اوست با ترکان غز که از خوارزم به حدود بلخ آمده و آنجا مسکن گزيدند. دراين جنگ لشکريان سلطان شکست يافتند و سنجر با زنش گرفتار شد. ترکان غز پس از دستگيري شاه سلجوقي به خراسان تاختند و چون قومي وحشي بودند شهرها را ويران ساختند و بزرگان و دانشمندان را کشتند، و سپس به کرمان رفتند و خاندان سلجوقي را که در کرمان سلطنت مي کرد برانداختند، و سراسر مشرق ايران را به آتش و خون کشيدند.

سلطان سنجر سه سال و چندماه در بند ترکمانان غز بود و چون در سال 551 زنش در گذشت تدبير گريز کرد و به مرو رفت. اما چون پير و ناتوان شده بود کاري از پيش نبرد و سال بعد وفات يافت.

سنجر نيز مردي دانش دوست و ادب پرور بود و بسياري از سخنوران بزرگ در دربار او بسر مي بردند يا از او پاداش وصله مي گرفتند. از آن جمله انوري ابيوردي و اديب صابر و امير معزي که در دربار پدر او ملکشاه پرورش يافته بود و سنايي غزنوي که از عارفان بزرگ ايران است.

پس از سنجر

در زمان ملکشاه و سنجر بعضي از شاهزادگان سلجوقي هريک در ولايتي سلطنت مي کردند اما تابع شاه سلجوقي بودند. پس از مرگ سنجر سراسر خراسان و ماوراء النهر به دست خوارزمشاهيان و غوريان افتاد. اما خاندان سلجوقي عراق که در ولايت هاي مرکزي و آذربايجان و فارس سلطنت داشتند و خاندان سلجوقي کرمان تا چندي همچنان فرمانروا بودند.

سلجوقيان کرمان را، ترکمانان غز در سال 583 برانداختند و آن استان را غارت و ويران کردند آخرين شاه سلجوقي عراق نيز که طغرل سوم نام داشت در سال 590 در جنگ کشته شد و خاندان سلجوقي از ايران برافتاد.

اسماعیليان
فرقه اسماعيلي

فرقه اسماعيلي يکي از فرقه هاي اسلامي بودند که حضرت علي بن ابيطالب و فرزندان او را تا حضرت امام جعفر صادق امام مي دانستند. حضرت امام جعفر صادق فرزندي داشت به نام اسماعيل که چون در حيات پدر درگذشت، آن حضرت پسر ديگر خود حضرت موسي کاظم را که امام هفتم شيعيان دوازده امامي است به جانشيني نصب کرد.

فرقه اسماعيلي عقيده داشتند که امام هفتم همان اسماعيل است که امام هفتم همان اسماعيل است که غايب شده است و او را امام موعود مي دانستند و منتظر بودند که ظهور کند و ظلم را از دنيا براندازد. اين گروه کم کم قدرتي يافتند و پيروان ايشان در مصر سلسله خلفاي فاطمي را بنياد کردند و از زير فرمان خليفه عباسي بيرون رفتند. مبلغان اسماعيلي با همه سختگيري هايي که نسبت به ايشان در کشورهاي اسلامي انجام مي گرفت در همه جا پراکنده شده مردم را به مذهب خود دعوت مي کردند.

در زمان ملکشاه سلجوقي مردي به نام حسن صباح در ايران پيشواي اين فرقه شد و چون مردي زيرک و لايق بود کارش رونق گرفت. درباره کودکي حسن صباح داستاني گفته اند که خلاصه آن اين است:

داستان کودکي حسن

در مدرسه نيشابور سه کودک زيرک بودند که برهمه شاگردان برتري داشتند، معلم ايشان را گرامي مي داشت و پيش بيني مي کرد که درآينده به مقام هاي بزرگ برسند.

از اين سه کودک يکي خواجه نظام الملک بود و ديگري عمر خيام و سومي حسن صباح. ايشان باهم دوستي و الفت داشتند و پيمان بستند که چون بزرگ شوند اگر يکي از ايشان به مقامي رسيد به دو دوست ديگر نيز ياري کند.

پس از سال ها خواجه نظام الملک وزير الب ارسلان شد، و سپس ملشکاه وزارت را به او سپرد. نظام الملک از ياران خود پرسيد که چه مي خواهند تا براي ايشان انجام دهد. عمرخيام که مردي دانشمند و گوشه گير بود باغي در بيرون شهر نيشابور، و ملکي که معاش او از آن فراهم شود خواست تا بتواند با خطر آسوده به مطالعه کتاب و کارهاي علمي خود بپردازد. اما حسن صباح که جاه طلب بود شغلي در دستگاه وزارت خواست. پس از چندي حسن کوشيد که جاي نظام الملک را بگيرد وزير مقتدر سلجوقي از اين کار رنجيد و حسن را از دستگاه اداري کشور بيرون کرد.

حسن صباح از اينجا کينه نظام الملک و ملکشاه را در دل گرفت و به مصر نزد خليفه فاطمي رفت و به مذهب اسماعيلي گرويده سپس به ايران بازگشت و به تبليغ اين مذهب پرداخت و به زودي قدرت و نفوذ بسيار يافت.

فدائيان

حسن گروهي از پيروان خود را چنان تعليم داده بود که فرمان او را بي چون و چرا انجام مي دادند و از مرگ نمي هراسيدند. به اين سبب ايشان را "فدايي" مي خوانند. فدائيان اسماعيلي هرکه را پيشواي ايشان فرمان مي داد ينهاني مي کشتند و کم‌کم وحشت و هراسي از اين فرقه در سراسر ايران و کشورهاي ديگر اسلامي در دل ها افتاد.

چون شاه و اميران و بيشتر مردمان با اين فرقه دشمني داشتند و اگر ايشان را مي گرفتند بي تأمل مي کشتند ناچار حسن صباح در پي آن برآمد که پناهگاهي براي خود و پيروانش بيابد، و قلعه "الموت" را که در رودبار قزوين بود فتح کرد و آن را جايگاه خود قرار داد. سپس در جاهاي ديگر هم اسماعيليان قلعه هاي استوار بدست آوردند که از آن ميان قلعه هايي که نزديک شهرهاي اصفهان و يزد و تون (فردوس) و قاين داشتند مهمتر بود.

پيروان حسن صباح در کشورهاي ديگر اسلامي هم نفوذ بسيار داشتند و دامنه عمليات ايشان در سراسر مغزب آسيا و شمال افريقا گسترده بود.

خواجه نظام الملک را چنان که ديديم يکي از فدائيان اسماعيلي کشت و جز او بسياري از عالمان دين و بزرگان دولت به دست اين گروه کشته شدند.

حسن صباح در سال 518 زمان سلطنت سنجر درگذشت. اما جانشينان او همچنان در قلعه الموت فرمانروا بودند و مخالفان خود را به زخم خنجر فدائيان از پا در آوردند.

سرانجام هلاکوخان مغول قلعه الموت را در سال 654 تسخير کرد و آخرين جانشين حسن را که رکن الدين خورشاه نام داشت کشت و دستگاه وحشت انگيز اسماعيليان برچيده شد.

اتابکان
شاهان سلجوقي سرپرستي هريک از فرزندان خود را به يکي از خدمتگذاران درگاه مي سپردند و اين سرپرستان که به نام شاهزاده متبوع خود در استان ها فرمانروايي مي کردند به زبان ترکي "اتابک" خوانده مي شدند. اما همين که قدرت دولت سلجوقي از ميان رفت اين سرپرستان ظاهراً به نام شاهزاده سلجوقي و در باطن براي خود دستگاه فرمانروايي برپا کردند و بعضي از ايشان استقلال يافتند. از اين گروه دو خاندان مقام و قدرت بسيار بدست آوردند: يکي اتابکان فارس و ديگر اتابکان آذربايجان.

اتابکان فارس يا سلغريان

چون نخستين فرد اين خاندان "سلغر" نام داشت ايشان را سلغريان مي خوانند. سلغر از سرداران سلجوقي بود که با همه کسان وزيردستان خود به فارس رفت و سال ها درآنجا فرمانروايي کرد و در سال 557 درگذشت. پس از او برادرش "زنگي" جانشين او شد.

سپس چند تن ديگر از اين خاندان به فرمانروايي رسيدند. از همه اميران سلغري معروف تر يکي سعد زنگي است و ديگر پسرش ابوبکربن سعد. شيخ سعدي شاعر و نويسنده بزرگ در زمان ايشان مي زيسته است. پسر ابوبکر که او نيز سعد نام داشت با سعدي معاصر بود. اتابک سعدبن زنگي و پسرش اتابک ابوبکر بن سعدبن زنگي هردو دلير و بخشنده بودند و شاعران و دانشمندان را پرورش مي دادند و در آبادي شهر شيراز که پايتخت ايشان بود و ساختن بناهاي خوب سعي بسيار داشتند.

شيخ سعدي کتاب بوستان را به نام ابوبکربن سعد و کتاب گلستان را به نام سعد دوم پسر ابوبکر تصنيف کرده است.

دستگاه حکومت سلغريان در سال 662 به دست هولاکوخان مغول برافتاد.

اتابکان آذربايجان

يکي ديگر از اميران سلجوقي که فرمانرواي آذربايجان شد ايلدگز بود. اين امير چندي به نام آخرين شاهان سلجوقي در مغرب ايران حکومت مي کرد. پس از مرگ او در سال 567 پسرش محمد جهان پهلوان جانشين او شد و چهارده سال در آذربايجان و عراق فرمانرواي مستقل بود. چون جهان پهلوان درگذشت برادرش قزل ارسلان به اميري نشست و سرانجام يکي از سردارانش او را کشت. آخر، دستگاه فرمانروايي اين خاندان، در سال 622 به دست خوارزمشاهيان برچيده شد. اميران اين خاندان ترک نژاد با زبان فارسي و فرهنگ ايراني پرورش يافته بودند و در ترويج شعر و ادبيات فارسي کوشش بسيار مي کردند. بسياري از شاعران بزرگ ايران مانند نظامي و خاقاني در دربار جهان پهلوان و قزل ارسلان مي زيستند و آثار گرانبهاي خود را به نام ايشان نوشته اند.

منبع : پارس نايس
www.parsnice26.com
 

 

 

 

 

 

     
Copyright (C) 2007-2017 parsnice25.com All rights reserved
کليه حقوق سايت پارس نايس متعلق به شرکت { پارس نايس انيميشن } مي باشد . طبق قوانين کپي رايت هرگونه نسخه برداري و کپي از مطالب و مقالات سايت ممنوع مي باشد
دانلودفار  | عکس و تصاوير | بازي آنلاين فضايي | خريد مبلمان منزل  | پارس نايس | کالا - شاپ